تبليغاتX
یک سارا

یک سارا

دو روز پیش وقتی در مراسم اختتامیه جشنواره کن اسم داور هارو اعلام میکردن٬ وقتی گفت : "مرجان ستراپی" کارگردان ایرانی کلی خوشحال شدم .

از اینکه مرجان داور بود قبلا خوشحال شده بودم . از اینکه گفت ایرانی کیف کردم.چون فکر میکردم الان میگه کارگردان فرانسوی....٬چون مرجان بیشتر از اینکه در ایران شناخته شده باشه در فرانسه شناخته شدس .(من که تا حالا فرانسوی ندیدم که مرجان و نشناسه وهمه مرجان و بیشتر با کتاباش میشناسن٬دیدم کسایی که هنوز فیلم رو ندیدن٬ ولی صد درصد کتاباشو خوندن). چون دولت فرانسه حال میکنه به آدمهای موفق ناسیونالیته بده و در دنیا به اسم فرانسوی باهاشون ٬پز بده.چون دیدم آدمهای ایرانی که اسم و رسمی که پیدا میکنن و ناسیونالیته فرانسوی که میگیرن  دیگه همه جا به عنوان فرانسوی معرفی میشن.

از نظر من ناسیونالیته آدمها اهمیتی نداره . ناسیونالیته آتیشیه که دولتها به راه میندازن برای اینکه ملتها رو به جون هم بندازن .......

ولی ایرانی اعلام شدن مرجان هم حرص دولت به اصطلاح ایرانی ایران و در می آره . چون از آدمهای ایرانی مثل مرجان که پتشونو میریزه رو آب هم واهمه دارن هم بدشون میآد ٬ وهم نیاز پز دادن دولت فرانسه با هنرمندای کشور های دیگه که به دلایل اجتماعی ٬  سیاسی مجبور به ترک کشورشون شدن ارضا نمیشه.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 18:32  توسط سارا اشتری  | 

فمینیسم:جنبش ناتمام...

هفته گذشته یک تراکت توجه منو جلب کرد،راهپیمایی برضد اینکه زنها بعد از ساعت های به خصوصی  نمینونن به راحتی تنها در خیابون باشن بدون اینکه اذیت بشن؟... مگر اینکه مردی همراهشون باشه.

ولی من چندبار اینجا ساعت۱۱ تنهایی رفتم بیرون وکسی باهام کار نداشته!!!!!!

چی میگن این فمینیست های نومیکس(no mixed)؟؟؟؟!!!!!!

سر ساعت  اونجا بودم ،برخلاف تصورم که فکر میکردم خانوم های زیادی باید اومده باشن ،چون به نظرم این مسئله مشکل و نابرابری مهمی ،خیلی کم بودیم شاید سی تا،بعد که بیشتر فکر کردم دیدم زیاد هم عجیب نیست چون بد بختانه اکثر آدم ها مصرف کننده اند منظورم اینه که مثلا دختر خانوم هایی که با مینی ژوپ،مست،تو بغل دوست پسراشو ن ،در این ساعت شب در حال عربده کشیدن از این بار میرن تو اون بار، و وقتی این گروه رو میبینن پوز خند میزنن،به فکرشون هم نمیرسه که یک روزی برای این آزادی ها مبارزه شده. یا تو ایران ، هممون انگار نشستیم یک رضا شاه دیگه بییاد روسری هامونو به زور برداره ، وقتی به یک خانوم فوق تحصیل کرده فرم یک میلیون امضارو میدی میگی امضاکن تا حقمونو بگیریم میگه ،نه من امضا نمیکن این کارا فایده نداره ،بعد میگی پس چی فایده داره ؟ میگه من خانوم شیرین عبادی رو قبول ندارم.......بهترین راه حل.  

راه افتادیم ،......قرار بود یکسری جاهای استراتژیک متوقف بشیم وبیانیه بخونیم....جلوی لباس زیر فروشی یکی ازمهمترین جاهایی که حسابی از بدن زنها استفاده میکنن و زن رو به عنوان موجودی که اصولا فقط برای سکس ساخته شده معرفی میکنن.(وقتی این قسمت بیانیه خونده میشد بعضی مردهایی که رد میشدن فریاد میزدن درسته درسته ) مثلا آفیش های همین مغازه زنهایی برهنه با سوتین و شورتهایی  آنچنانی هستن  که هیچکدوم سرندارن.....معلوم نیست کدوم زن برای خریدن لباس زیر به این تبلیغات احتیاج داره؟

خلاصه در طول مسیر بسیار مردها بودنند که اذیت میکردن و بانگاهی تحقیرآمیز به این جمعیت کوچک نگاه میکردند و از بالا وبسیار خوشحال که به عنوان جنس اول در دنیا پذیرفته شدن و سعی میکردن با وارد جمعیت شدن و به هم زدن واختلال ایجاد کردن قدرت نمایی کنن.

والبته بودن مردهایی که میخواستن به راهپیمایی بپیوندن که با احترام وتشکر ازشون خواسته میشد با ما همراه نشن ،چون زنها خودشون به تنهای باید حقوقشونو به دست بیارن.حالا فهمیدم نو میکس یعنی چی...وبیشتر مطمئن شدم دنیا دنیای مرد سالاره ....چه قدر دوریم تا برابری....اینجا که فرانسه است مهد دموکراسی....ما تو ایران چقدر باید بدوییم....

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 15:57  توسط سارا اشتری  | 

 

این عنوان برنامه هایی بود که امسال به مناسبت روز زن برگزار می شد، اول یکم برام نامفهوم بود،ولی وقتی یکسری فیلم های مستند رو دیدم یکم برای واضح تر شد،مثلا یک فیلم راجع به اینکه دخترهای دبیرستانی اکثرا دامن پاشون نمیکنن و بیشتر دلیلشون این بود که پسرهای همکلاسیشون اذیتشون میکنن و به همین دلیل تصمیم گرفتن یک روز همه دختر ها با دامن بیان مدرسه، عکس العمل ها جالب بود..... انگار آدمهای جدیدی رو میدیدن...

(البته نمیدونستن که راه حل دیگه ای هم هست،که اون میگه زنان عزیز خودتان را بپوشانید که مبادا مردها تحریک شوند....آیه ششم ،سوره هشتادم )

برخلاف فمینیست های دهه های شصت و هفتاد،امروز بهتره دامن پامون کنیم .چرا؟

چون زنها باید زنانگیشونو حفظ کنن ،چون سرمایه داری نتونه به راحتی از بدن زن به عنوان ابزار استفاده کنه ،چون مردهاو زنها پاندیده نشن...مثل بعضی از مردان ایرانی که وقتی کنارشون تو تاکسی میشینی چشمشونو ازروی پاهای با شلوارمون هم برنمیدارن.

ادامه دارد....

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت 19:34  توسط سارا اشتری  | 

رفته بودم خونه دوست فرانسویم که اون هم به مسایل زنان علاقه منده .در حال گپ زدن همش چشمم به این تصویر بود،یک جای کار مشکل داشت.همش یاد میدون انقلاب بودم. تا برسی ایستگاه اتوبوس، مفت و مجانی حسابی مالشت دادن....،خوب صداتم که نباید در بیاد....،فکر میکردم اگه این زنه من بودم و اینجا میدون انقلاب چی میشد؟ (هر چند تصور لمس کردم اون موجودات........) حالا ....خلاصه انقلاب میشد.

این دوست فرانسوی ما بدتر از ما کلی در باره کشورش و وضعیت زن ها غر میزنه...ولی به خاطر آبرو کشورم و خودم نمی تونم بهش بگم :دستت و بده بریم میدون انقلاب قدم بزنیم یکمی تو ایران بچرخیم اینقد غر نزنی.... البته خودم از طرفی میدونم این حرف احمقانس ،چون میشه مثل آن نصیحت مضحکه که بدتر از خودتو نگاه کن، خدا رو شکر کن......

توضیح عکس جلد کتاب کاریکاتور های رایزر ....برای اطلاعات بیشتر میتونید اینحا برید

http://fr.wikipedia.org/wiki/Jean-Marc_Reiser

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم فروردین 1387ساعت 16:52  توسط سارا اشتری  | 

سال نو مبارک

برای اینکه بخندیم:قیمت لبنیات ثابت خواهد ماند
احمدی نژاد وقتی انتخاب شد اعلام کرد من قیمت همه اجناس رو کم می کنم جز لبنیات، به احترام همه اون گاوهایی که به من رای دادند.

البته بیشتر گریم میگیره ٬یاد اون گاوا میفتم ، هرچی باهاشون حرف میزنی ،انگار باگاوی!!!!

+ نوشته شده در  جمعه دوم فروردین 1387ساعت 17:45  توسط سارا اشتری  | 

 

شنبه خانوم صاحبخونه به ماگفت: فردا من ساعت ۹ میرم رای میدم، اگه دوست دارید با هم بریم. با خودم گفتم ما که خارجی هستیم ،یعنی ما رو راه میدن؟

یکشنبه روز انتخابات شهردار . صبح که نشد بریم ،عصر خانوم صاحبخونه به ماگفت : ساعت ۷ نتایح رو میشمورند،دوست دارید بیایید؟ ( خانوم صاحبخونه این پیشنهادارو به ما میداد چون میدونست که ما به مسایل سیاسی علاقه مندیم)گفتیم بریم ببینیم چه خبره......حتما صلواتی  و بعد در ها بسته میشه و بسیجیان عاشق میهن شروع میکنن به شمارش آرا و بد از چندین روز طاقت فرسا نتایج عجیب غریب اعلام میشه.

ما (من و بیژن) کمی شکه شدیم.نفهمیدم چرا پـلیس یا آدم مسلحی نبود؟چرا سر ساعت هفت درهارو نبستن مارو بندازن بیرون تازه به ماگفتن شما هم اگه دوست دارید میتونید بشمورید!!!!!!!چرا با اینکه با دست شمارش میشد نه با کامپیوتر، نتایج تا آخر شب اعلام شد؟؟؟؟نفهمیدم چرا مارو که خارجی بودیم  ننداختن بیرون چون ممکن بود جاسوس باشیم یا بمب داشته باشیم ،خلاصه به همون دلایلی که دوستهای فرانسوی مارو در تهران تو دانشگاه راه ندادن . (و ما چون دلیلشو نمیفهمیدیم کلی جلو شون خجالت کشیدیم) ،نفهمیدم چرا وقتی از خانوم مسیول حوزه پرسیدم میتونم عکس بندازم،شکه شد؟!!!!

عکس:سارا در حال نظارت بر شمارش انتخابات شهرداری فرانسه

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 17:12  توسط سارا اشتری  | 

سلام

امروز روز حهانی زنه . این ماه اینحا (شهر رن در فرانسه) کلی اتفاقات فرهنگی در حریانه ، برای برابری بین زنها و مردها. واقعیتی نا مفهوم در ایران.  حتی برای خود زنها.

و یک سارا وبلاگ یک زن ایرانی!!! (من مرز ها رو دوست ندارم) که نابرابری رو کاملا لمس کرده......البته نه تنها بین زن ها و مردها ، در حمهوری اسلامی ایران در همه زمینه ها....که دوست داره  تحربه ها و دیده ها شو با شما تقسیم کنه.

به امید آزادی و برابری  بین همه انسانها 

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 18:13  توسط سارا اشتری  |